معرفی کتاب مترو 2033

اثر دمیتری گلوخوفسکی از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: فربد آذسن-داستان پاد آرمان شهر

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 21 شهریور 1396
پس از وقوع یک جنگ اتمی بزرگ در سال 2013 زمین به ویرانی کشیده می‌شود و بازماندگان مجبور می‌شوند در پناه‌گاه‌های زیرزمینی پناه بگیرند.یکی از این پناه‌گاه‌ها متروی مسکو است. 20 سال بعد از وقوع این جنگ جوانی به نام آرتیوم متوجه می‌شود در دوران کودکی اشتباهی مرتکب شده که اکنون می‌تواند امنیت کل مترو را به خطر بیندازد. با کمک و راهنمایی‌هایی فرد مرموزی به نام شکارچی، آرتیوم برای جبران اشتباه خود راهی سفری مرگبار در ایستگاه‌ها و راه‌آهن متروی مسکو می‌شود


خرید اینترنتی کتاب مترو 2033
معرفی کتاب مترو 2033
جستجوی کتاب مترو 2033 در گودریدز

معرفی کتاب مترو 2033 از نگاه کاربران

در سال ٢٠١٣،دنيا،در جنگ جهاني سوم و اتمي نابود شده است.پس از ٢٠ سال،اكنون در سال ٢٠٣٣ زندگي بر روي سطح زمين غير ممكن و كشنده است.هوا پر از تشعشعات راديو اكتيو است كه در صورت تنفس و يا تماس با پوست باعث مرگ ميشود.خورشيد ويرانگر تر از هميشه اشعه هايش را بر زمين ميتاباند.در اين شرايط بازمانده هاي شهر مسكو به تونلهاي زيرزميني و تو در توي متروي مسكو پناه اورده اند.حال ايستگاههاي مترو تبديل به شهرهايي با قانون و مرزهاي خودشان شده اند.ايستگاههايي كه فرمانده خودشان را دارند،عبور و مرور از انها گذرنامه ميخواهد و اگر قصد بازرگاني داشته باشيد بايد حق عبور بپردازيد.بنابراين هر ايستگاهي ايست بازرسي دارد تا ضمن كنترل اين موارد بتوانند در مقابل حمله احتمالي جهش يافته ها واكنش نشان دهند.مردم بوسيله پرورش نوعي قارچ و خوك ارتزاق ميكنند كه البته هميشه با كمبود منابع روبرو هستند.اما حتي اين زير هم كاملا در امان نيستند.موجودات جهش يافته بر اثر تشعشعات،بطور مداوم از سطح به تونلها حمله ميكنند و اين تنها بدبختي مردم نيست..ايستگاهها به دلايل مختلف از جمله دسترسي به منابع و راههاي بهتر،يا به دلايل سياسي،ايدئولوژيك هميشه در جنگ هستند.
در اين ميان افراد شجاعي هستندكه مردم انها را خرامنده مينامند.وظيفه انها اين است كه با پوشيدن لباس محافظ،ماسك اكسيژن و همراه داشتن بهترين اسلحه ها براي مقابله با موجودات تاريكي به سطح زمين بروند و هم تحقيقات انجام دهند و هم وسايل مورد نياز ايستگاهها را تامين كنند.خرامنده ها تنها شبها به سطح ميروند،زيرا پس از بيست سال زندگي در تونلهاي تاريك و كم نور مترو چشمانشان قادر به تحمل نور خورشيد نيست و نابينا ميشوند.
بازمانده ها در شرايطي بد،در چادرهايي قديمي در ايستگاهها زندگي ميكنند.انها تنها به ارامي در حال مردن هستند،زيرا كمترين اميدي به اينده ندارند،زيرا بر خلاف تصور تشعشعات راديواكتيو در اين ٢٠ سال كم نشده است..ارز رايج در مترو فشنگهاي كلاشينكوف است.بطوريكه مثلا يك ليوان چاي ٥ فشنگ قيمت دارد.
در اين ميان پسري بيست ساله به نام ارتيوم توسط خرامنده اي كه دوست پدرخوانده اش است ماموريتي پيدا ميكند.چنانچه خرامنده پس از ماموريتش برنگشت او بايد بدون اينكه به كسي چيزي بگويد به ايستگاهي دور به نام پوليس برود و پيغام او را براي فردي به نام ملنيك ببرد.
گلوخوفسكي با نوشتن اين رمان ديستوپيايي بطور غير مستقيم انتقادي به سياستها و حزب بنديهاي كشور متبوعش روسيه داشته.جايي كه انسانها در پايان دنيا به سر ميبرند و دشمن مشترك بزرگي دارند ولي باز هم بجاي اتحاد دست به تشكيل حزبها و گروه هاي مختلف (فاشيستها،قرمزها،كمونيستها،هانزا،ازادي خواهان،رايش ها) ميزنند و با يكديگر ميجنگند و جان يكديگر را ميگيرند.
او همچنين نقدي به ذات انسان و انسانيت داشته،حتي در اين دنيا هم مردم به دو گروه غني و فقير تقسيم ميشوند.بطوريكه جايي در داستان زني حاضر است پسرش را براي نيم ساعت به اين و ان و به مبلغ ١٥ فشنگ بفروشد تا از گرسنگي نميرند.
مترو ٢٠٣٣ را فربد اذسن ترجمه كرده كه قبلا كتاب پرتقال كوكي را ترجمه كرده بود و به دليل عدم امكان چاپ كتاب انرا بصورت رايگان در نت قرار داده بود.متن گوياي اين است كه اذسن ان را به صورت لغت به لغت و كاملا ماشيني ترجمه كرده.هيچ روح و انعطافي در ترجمه به چشم نميخورد.به غير از اين ايرادات ديگري مانند تغيير زمان افعال در يك جمله و نيز ويراستاري نه چندان خوب را هم به ان اضافه كنيد.
مورد عجيب در اين زمينه اين است كه ترجمه انگليسي كتاب كه اذسن ظاهرا از ان كتاب را ترجمه كرده ٤٥٨ صفحه دارد ولي ترجمه فارسي بيش از ٧٠٠ صفحه است.
با همه توصيفات كتاب غير قابل خوانش نيست (خواندن ترجمه اذسن سخت نيست و شما را گيج نميكند ولي شايد ان حسي را كه بايد،منتقل نكند) و ايضا بايد از اذسن بابت ترجمه تقدير كرد.زيرا اگر او اينكار را انجام نميداد هيچ مترجم ديگري به سراغ ان نميرفت و اين اثر براي هميشه از دسترس خواننده فارسي زبان دور ميماند.
مترو ٢٠٣٣ رمان متوسط رو به خوبي ست.ميتوانست بسيار بهتر ازين باشد.البته توجه داشته باشيد كه گلوخوفسكي رمان را در ١٨ سالگي شروع كرده و در٢٢ سالگي انرا بصورت انلاين منتشر كرد ولي پس از استقبال بينظير و ميليوني مردم از كتاب نسخه چاپي انرا نيز منتشر كرد.
طرح اوليه و طراحي لوكيشن و فضا سازي ايده ي بسيار بكري بوده است كه از تمام پتانسيلش استفاده نميشود.
مترو ٢٠٣٣ در بعضي جاها بسيار طولاني ميشود و خواننده را از نفس مي اندازد.راوي داناي كل محدود است و مدام افكار درون سر ارتيوم را كه بعضا به پاراگرافهاي ٢-٣ صفحه اي ميرسند براي ما شرح ميدهد.كتاب بيش از حد طولانيست و به راحتي ميشد ٢٠٠ تا ٣٠٠ صفحه ان را كم كرد.
كتاب مشكلاتي مانند رها شدن يكي دو كاراكتر مهم (شكارچي و خان) در داستان و عدم مشخص شدن سرنوشت انها،و بي سرانجام و بي هدف بودن بعضي از خرده داستانها مانند كتاب نجات بخش در كتابخانه مركزي را دارد.بعضي شخصيتها رفتار و سكنات عجيبي دارند كه البته انرا ميتوان با منطق ٢٠ سال زندگي كردن در ان شرايط و در تونلهاي مترو توجيه كرد.
ضمن اينكه نميدانم مترجم يا خود نويسنده،خواننده را بسيار دست كم گرفته و هر زمان كه ارتيوم در حال خواب ديدن است را با علامت (***) مشخص ميكند.
نقطه قوت كتاب،پايان بندي ان بود كه به نظر من از تمام موارد در دسترس بهترين انتخاب بوده است و خواننده را نيز شوكه ميكند.
به دليل موفقيت بالاي كتاب،گلوخوفسكي دو دنباله به نامهاي مترو ٢٠٣٤ و مترو ٢٠٣٥ بر ان نوشت.
در حال خواندن كتاب به اين فكر ميكردم كه اين رمان پنانسيل بالايي براي تبديل شدن به فيلم و بازي كامپيوتري دارد ولي بعد متوجه شدم كه اتفاقا يك بازي سطح بالاي چند قسمتي از روي ان ساخته شده و نيز امتياز ساخت فيلم بر اساس ان هم فروخته شده.

از متن كتاب:
ارز رايج اينجا فشنگهاي تيره و براق كلاشينكوف بود.صد گرم چاي حكم پنج فشنگ،يك قطعه سوسيس حكم پانزده فشنگ و يك بطري جوشانده ي خانگي حكم بيست فشنگ را داشتند.يك فشنگ،يك مرگ.زندگي كسي به اتمام ميرسيد.صد گرم چاي مساوي ست با جان پنج نفر.يك قطعه سوسيس؟اگر مايل به خريد باشيد،خيلي ارزونه،فقط جان پانزده نفر.


همه اينجا يه زمان بندي دارن كه با مال بقيه فرق ميكنه و مختص خودشونه.هركس به زمانبندي خودش اعتقاد داره و برنامش رو با توجه به اون تنظيم ميكنه.براي من الان عصره،براي تو صبح.فكر ميكني الان صبحه؟احتمال زيادي وجود داره كه درست ميگي،حداقل ٢٥ درصد احتمال وجود داره.با وجود اين،اين صبحي كه ميگي به هـيچ دردي نميخوره،چون اون بالا روي سطحه و اون جام زندگي جريان نداره.پس وقتي بهت ميگم عصر بخير،اگه دوست داشته باشي ميتوني در جواب بگي صبح بخير..


زندگي كسي كه به مرگ محكوم شده با زندگي يك انسان معمولي تنها در يك چيز تفاوت دارد:اولي دقيقا ميداند كي مي ميرد و دومي نه.در نتيجه به نظر ميرسد ميتواند تا ابد زندگي كند،گرچه كه ممكن است طي يك حادثه مصيبت بار همان روز كشته شود.مرگ به خودي خود ترسناك نيست؛به انتظار نشستنش ترسناك است.

مشاهده لینک اصلی
Метро 2033=Metro 2033, Dmitry Glukhovsky
عنوان: مترو 2033؛ نویسنده: دیمتری گلوخوفسکی؛ مترجم: فربد آذسن؛ مشخصات نشر: تهران، کتابسرای تندیس، 1393، در 704 ص، شابک: 9786001821233؛ موضوع: داستانهای وحشتزای از نویسندگان روسی قرن 21 م



مشاهده لینک اصلی
روس ها مهارت نوشتن داستان های متاهل، کابوس را دارند. شما فقط باید برادران Strugatsky BrothersRoadside Picnic را بخوانید (یا به تماشای نسخه فیلم، @ Stalker @)، Gansovskys @ Day of Wrath @ یا به تماشای Lopushanskys شگفت انگیز @ Letters از مرد مرده @ متوجه شوید که آنها درک آنچه در آن است در لبه پرتگاه زندگی می کنند. کریستالیزاسیون، کریستالهای تاریک خطر و ترور،Metro 2033 @ دنیایی از عدم اطمینان و ترس است که در حاشیه بین بقای و مرگ قرار دارد. جنایتکاران و پناهندگان، معامله گران و عرفا ... گلوله ها به عنوان ارز استفاده می شود ... ترس و همیشه عدم اطمینان است. آرتیوم، قهرمان ما خواسته شده است پیام مهمی ارائه کند که می تواند بر بقای انسان در مترو تاثیر بگذارد. در راه او به مرکز او کمک می کند و توسط یک خدمه شلوغ از افرادی که منعکس کننده هرج و مرج که در زیر سلطه است کمک کند. این سفر پر از تهدید است (هرچند لحظات تهدید تقریبا آرام و سورئالی بودن غیر معمول نیستند). یک خط کشیدن به سطح است که به یک کابوس پر از آدرنالین بسته می شود. من هرگز متوجه نشدم که شما می توانید یک کتاب را از طریق انگشتان خود بخوانید تا منتظر نباشید وحشت از خرابه ها و تاریکی ها برداشته شود. این است که، البته، یک ادیسه و یلیسوس شجاع ما باید از طریق کارهایش به همان اندازه که او می آید، تلاش کند با چهره ای با شیاطین که جهان کابوسش را تحریک می کند و بشریت را بیرون می برد. او یک کار شایسته است و از طریق چهره های قهرمانانه، قهرمانانی که می توانند از اسطوره های باستانی فرار کنند، کمک می کند ... اما پرسش ها و شک و تردید به طور مداوم مطرح می شود ... چه نوع انسانیت این است که آرتیوم می خواهد صرفه جویی کند؟ و آنچه که کابوس ها می افتد، تونل های تاریک مترو را رها می کند.

مشاهده لینک اصلی
من واقعا می خواستم این کتاب را دوست داشته باشم. همه چیز در مورد آن وعده داده شده بسیار! این سیستم در سال 2033 سیستم متروی مسکو است. به نظر می رسد که در سطح زمین، بشریت توسط جنگ هسته ای از بین رفته است. بازماندگان به طور کامل در سیستم تونل زیرزمینی زندگی می کنند؛ ایستگاه ها به میکروکوس سیستم های اجتماعی و سیاسی روسیه تبدیل شده است. ساکنان اکنون در نسل دوم قرار دارند و Glukhovsky بر برخی از تغییرات تطبیقی ​​دست می یابد که انسان ها به عنوان یک نتیجه از زندگی در دنیای بی رحم، به خودشان اعتقاد دارند آخرین نمایندگان بشریت. جهش های عجیب و غریب ناشی از تخریب هسته ای بوده اند و موجودات ترسناک در سراسر جهان به سر می برند؛ برخی از آنها زندگی را در سیستم های تونلی تهدید می کنند. فرض این است که به سادگی جذاب است، و خواستار توجه بیشتر توسط نویسنده است. اما یکی از معایب اصلی این کتاب همانطور که می بینم این است که Glukhovsky به سادگی توجه کافی به ساخت یک جهان همگرا، باور نکردنی را نمی کند و وعده در فرضیه برآورده نشده است. نگرانی اولیه Glukhovskys مربوط به ماجراهای قهرمان خود Artyom، یک مرد جوان به ظاهر به نظر می رسد به احتمال زیاد به یک تلاش عجیب و غریب برای ذخیره سیستم مترو. ساختار تلاش بی هدف است و در نهایت فاقد رضایتبخشی است. من تلاش کردم با Artyom و در واقع سرنوشت سیستم مترو درگیر شود. حدود یک چهارم راه را از طریق من به سادگی متوقف شد مراقبت از آنچه که به هر یک از آنها اتفاق می افتد. این رمان به 10 صفحه گذشته نزدیک می شود (پس از تقریبا 450 صفحه) و این صفحات گذشته، کل کتاب را به یک نور جدید پرتاب می کند - ناگهان دیدم که چگونه رمان می تواند نقد غنی از مدرن باشد بشریت، کشف جنون و بی نظمی جنگ و ویرانی انسان شناختی. من خیلی نا امید شدم که شکست خوردم. یک عامل که فقط به تشدید هر گونه مساله ای که من با طرح و توسعه شخصیت داشتم، تأثیری بود که تقریبا مطمئنا یک ترجمه ضعیف است (من خودم را به نفع شک و تردید خود Glukhovsky ترویج می کنم، زیرا نمی توانم روسیه را بخوانم و کیفیت اصلی را بررسی کنید)، و برخی از نسخه های ویرایشی بسیار ناچیز. خبر خوب این است که این رمان به یک بازی رایانه ای اقتباس شده است - و من فکر می کنم مطالب داستان به شدت برای آن مناسب است! من واقعا بازی را خریدم و منتظر هستم تا آن را بررسی کنم.

مشاهده لینک اصلی
OH YOU LOVE .... من نمی توانم باور کنم که فقط این کتاب را به پایان رسانده ام ... بهترین آخرین بقای انسانی من همیشه خوانده ام ... تصور کنید این را با من ... مردی که در خیابان راه می رود از یک شهر مرده پست آخرالزمانی زمانی که هیچ کس و (چیزی) نباید در سطح باشد، و سپس او را متوجه این چیزهای تاریک راه رفتن به آرامی پشت سر او، او نمی تواند به نوبه خود و شلیک هر یک از آنها، اگر او شروع به runing او مرده و بالاتر از سر او در آسمان او می تواند این چیز بالدار را در اطراف غرق کند، به دنبال یک شکار است ... حالا چه باید بکند؟ بعضی از کارشناسان فاشیست او را به زندان انداختند، او را شکنجه کردند و او را در روز بعد آویزان کرد. ... کف از قبل از زیر شکسته شده بود و حلقه از وزن بدنش سفت شده بود ... چه کاری باید انجام دهد؟ این فقط یک طعم کوچک از آنچه در آن کتاب بود .... مرد بود به معنای واقعی کلمه خزنده تمام راه سفر خود را. اما من آن را پذیرفت ... معلوم شد که من بد نیست \u0026 amp؛ خواننده آهسته همانطور که فکر کردم ... اما توصیه هایم را می گیرم ... تا به حال یک بازی ویدیویی نداشته باشید که یک رمان دارد که می خواهید خواندن آن را بخوانید ... به من اعتماد کنید ... شما خیلی طولانی زندگی می کنید: DCan صبر کن تا بخشی از این سری را بخوانم. سلام من از قاف پست آخرالزمان قاهره ^ _ ^

مشاهده لینک اصلی
این یک نسخه از کلاسیک کلاسیک است که به سرعت بالا رفته، با وجود اینکه ابتدا به صورت رایگان بیش از یک دهه پیش به طور رایگان داده شده است. این یک اظهارنظر از کلمه \"دهان\" است. من حتی قبل از اینکه این را به من توصیه کنم، خودم را کنجکاو کردم، اما اکنون تنها در حال خواندن آن هستم. برای شرم، درست است؟ این بسیار داستان روسی است که همه چیز را به تصویر می کشد. بقای مثبت هسته ای در تونل های مترو، تبدیل شدن انسان به مورلاک ها و موجودات عجیب و غریب جلوگیری از خروج. (همراه با تابش سنگین، اما کسی که واقعا آن را شمارش می کند؟)؛) این رمان بسیار جالب بود که رمان تقریبا یک داستان قدیمی سنتی بود، اما بیشتر از آن، من تقریبا مجبور بودم به طور مرتب متوقف شود به خاطر اینکه چطور اپیزودیک نیز به نظر می رسید. شاید من باید داشته باشم ممکن است از آن لذت بردم. همانطور که بود، ما شخصیت اصلی را از یک قسمت از تونل مترو به دیگری دنبال کردیم، سیستم های باور عجیب و غریب را کشف کردیم که تقریبا همه چیز را که ما امروزه مدرن می دانیم می بینیم. مسیحیان، فاشیست ها، ساتنیست ها، خزندگان کرم پرستش و البته سرمایه داران با چشمان تازه و بی نظیر کشف شدند. این رمان برای گفتن داشت. این بسیار آرمانی و ایده آل گرا بود. شاید تنها احساس کاملا از همه دروغهایی که ما انسانها به خودمان میگفتند، احساس ناامیدی کردیم و شاید این اشتغال گرایی قدیمی روسیه در کار بود، اما من فکر میکردم که این هر دو قدرت اصلی رمانها و ضعف اصلی است. شاید من در آن نبودم خلق و خوی برای آن. و شاید Ive قبلا از این رمان های کلاسیک ترجمه روسی خواسته بودم. :) در هر صورت، من این رمان را قدردانی کردم در حالی که به طور کامل به آن نرسیده بودم. نمی توانم بگویم آن نبود پر از قطعات بزرگ بود. این به پیک نیک جاده، استالکرس و همه چیز احترام می گذارد. پایان دادن به تقریبا تمام اجزای آهسته که احساس می کردند مانند نوعی شلاق است. همه ادعا می کنند، این ادعا را برای طرفداران ادبیات پس از آخرالزمان بسیار پیشرفته توسعه می دهد که از خدمت عظیمی از آنچه که ادبیات کلاسیک روسی برای آنها شناخته می شود: بیل ها و ایده ها است. :)

مشاهده لینک اصلی
به دنیای آخرالزمان مترو 2033 خوش آمدید. این وجود خشن و افسرده است. این رمان یک فضای کلاستروبوبی را به ندرت احساس می کند. همه چیز در این جهان زیرزمینی کیفیت رویا (کابوس) در مورد آن است. در نظر بگیرید: تاریکی دائمی به جز برای آتش سوزی و روشنایی اضطراری قرمز در برخی از ایستگاه ها. و اگر مسافرت کنید، فلش جیبی خود را فراموش نکنید. بنابراین داستان چیست؟ خوب، آخرالزمان آمده و رفته است. کسی فشار دکمه را فشار داد و تنها کسانی که آن را به مترو زیرزمینی منتقل کردند، زنده ماندند. آنها هنوز ده سال بعد هنوز قادر به بیرون آمدن نیستند (به جز استالکر ها که ماسک های گازی و ابزار حفاظتی دارند). جک های تمدن در ایستگاه های مختلف شکل گرفته اند، هر کدام با سیاست، ادیان و اسطوره های خود ساخته شده اند. اما چیزهای در تاریکی وجود دارد، و چیزهایی در جهان خارج وجود دارد که می خواهند «2025 متری» یک ایده خوب باشد، مثال از ترسناک علمی تخیلی وقتی موفق شد، موفق شد. متاسفانه معکوس نیز صادق است: زمانی که آن را لگد زدن ... Consist اغلب گفت و گو زیادی است که به نظر می رسد مربوط به داستان است. این طرح بسیار زیاد است و اغلب به صورت غیرمستقیم تصادفی روی می دهد و همه چیز در آن زمان احساس ناامیدی می کند. بسیاری از ماندگاری سیاسی و فلسفی وجود دارد، و گرچه گاهی اوقات جالب و مرتبط است، اما بارها اینطور نیست. شخصیت ها گاهی کاملا بی ادعا رفتار می کنند. بسیاری از ایستگاه ها و جناح ها وجود دارد که در ذهنم دشوار بود که آنها را جدا کنم (نقشه واقعا کمک نکرد) و در نهایت همه چیز با هم تار شد (این فقط یک تونل تیره با ایستگاه متصل بود). ساختار جملات بی نظیر و نوشتن نادرست کمک نمی کند. این به نظر می رسد حداقل بخشی از موضوع مربوط به ترجمه است (اما شاید نه محدود به). ProsNow خبر خوب. داستان با افسانه ها، نیمه حقایق و اساطیر پر شده است، که شما را بر روی انگشتان شما نگه می دارد. ویژگی های اسطوره ای من از The Gunslinger یاد گرفتم. Metro 2033 همچنین سهم مناسبی از لحظات شبح وحشی دارد. این خیلی اتمسفر است بله، در حقیقت خیلی خوشگلی است. اکنون لیستی از احتمالات ممکن است به نظر میرسد بیش از لیستی از جوانب مثبت باشد، اما این فقط به این دلیل است که من فهرستی از چیزهایی را که من را ناراحت کرده بودم، بالا میآورد. شما باید حداقل این را امتحان کنید این یک تجربه رمان است (هیچ اشاره ای به آن نیست). »او گفت:« من زنده ام. » â € ~ دیگر من نیست.â € ™ و به طور مستقیم به عنوان یک کراوات، او سقوط صورت رو به پایین.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب مترو 2033


#داستان فانتزی - #داستان علمی تخیلی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان پسا رستاخیزی - #داستان پاد آرمان شهر - #ادبیات روسیه - #دهه 2010 میلادی - #جایزه ی انجمن علمی تخیلی اروپا - #انتشارات کتابسرای تندیس - #دمیتری گلوخوفسکی - #فربد آذسن
#انتشارات کتابسرای تندیس - #دمیتری گلوخوفسکی - #فربد آذسن
کتاب های مرتبط با - کتاب مترو 2033


 کتاب سرگذشت ندیمه
 کتاب هرگز ترکم مکن
 کتاب ملکه ی سرخ
 کتاب دنیای قشنگ نو
 کتاب حکایت های مریخی
 کتاب سه گانه ی ناهمتا