کتاب دنیای قشنگ نو

اثر آلدوس هاکسلی از انتشارات نیلوفر - مترجم: سعید حمیدیان -داستان پاد آرمان شهر

دنیای قشنگ نو نمایان‌ترین اثر هاکسلی است. بعضی از منتقدان طنز این کتاب را بیش از حد تلخ و تند می‌دانند. پرخاش توفنده‌ای که هاکسلی به صنعت‌گرایی دیوانه‌وار انسان امروز می‌کند، در عین حال هم امید او را به بشر و هم نومیدی او را از بشر نشان می‌دهد. به یک اعتبار در تحلیل آخر، این کتاب را باید خوشبینانه دانست، زیرا با وجود تهدید همه جانبه‌ای که حیات بشر را احاطه کرده‌است، هاکسلی به بقای او اعتقاد دارد. از طرف دیگر شاید بتوان گفت که هاکسلی «امروز» را هجو می‌کند نه آینده را. ناکجاآباد فردای او همین خراب آباد امروز ماست. «دنیای قشنگ نو» از اعقاب جمهوریت افلاطون است و به گفته‌ی یکی از ناقدان، هاکسلی اتوپیا را از آن جهت علم می‌کند که دیگر هرگز علم نشود. آخرین سخنش این است که امکان زیستن هست ولی این‌گونه زیستن زندگانی نیست.


خرید کتاب دنیای قشنگ نو
جستجوی کتاب دنیای قشنگ نو در گودریدز

معرفی کتاب دنیای قشنگ نو از نگاه کاربران
من هم اکنون یکی دیگر از پانتئون بزرگ کلاسیک ژانر دودویی را به پایان رسانده ام. این تنها کلونی از آثار دیگر نیست، گرچه اتفاقا آن را در کل داستانهایش به کار می برد. من این را با همان ایده هایی که درون آن قرار داشتم، در همان سال 1984 قرار دادم. با این حال من می توانم بگویم که آن را به طور کامل به عنوان خلق خود می ایستد. شايد کمبود صدا و عمق داشته باشد و کلمات کمتر از Orwells و شاعرانه تر از آن هستند. گفتم که در چندین لحظات کلیدی در این کتاب دمیده شدم. تا جایی که سفرهای من در ژانر دیستوپیک اگر شما آن را امتحان کنید 1984 و جهانی شجاع جدید اولین توقف خود را. ... به سختی همراه با فرنهایت 451 همراه شد. انسانها ... مورد تردید قرار گرفتند؛ خون خونریزی می کند به گونه هایش. خوب، آنها به طور زنده زندگی می کردند. @ این طرح به پیروی از برنارد مارکس در اصل در جهان است که همه چیز از مردم به شیوه زندگی به محصول دولت تبدیل شده است. کودکان دیگر متولد نمی شوند (به جز در پناهگاه های کوچکی که اهالی وحشی یا سرخپوستان زندگی می کنند - این روش Huxleys اشاره به تنش های نژادی دوران خود است؟) آنها تولید می شوند و در هر اینچ زندگی آنها توسط دولت شستشو می شود. از آنجاییکه گفته شده است که @ هر کس همه elses @ است که در مورد امتیاز خود را به عنوان یک عضو از افراد خاص خود را تحت تعقیب هیپنوتیزم یا آموزش خواب در اوایل سنین به آنها را در این جامعه ساخته شده است. @ گفتن در مورد او مانند او کمی گوشت است. برنارد دندان هایش را روی زمین گذاشت او را در اینجا داشته باشید، آنجا را داشته باشید مثل گوشت خوک او را به جهنم می کشاند ... @\nبرنارد مارکس یک فرد است که خود را تهدید می کند و به همین ترتیب در دنیای جعلی خود احساس راحتی نمی کند. به این ترتیب او به شیوه ی جی گاتزبی از گتسبی بزرگ به عنوان یک مرد به چشم می خورد که انتظارات محیط عجیب و غریب او را به دام انداخته است. با این حال مارکس (انتخاب جالب نام با توجه به ظهور اصول مارکسیستی در آن زمان) احساس می کند که می تواند کمی در مورد آن کار کند. در عوض او با خطای زندگی به همان اندازه که با آن روبرو می شود، می آید. برای زمانی که جنس دیگر در مورد تولید مثل در این جامعه نیست، به جای آن یک اقدام بی دقت برای این افراد می شود. آنها کساني هستند که ميخواهند همه چيز متعلق به هر کس ديگر باشد (يکي از اصالتهايي که در سال 1984 به حزب قانوني تعبير شده بود) و اين حريم خصوصي از دوران کودکی يک ايده وحشتناک برای هر فرد محسوس است. @ نه، مشکل واقعی این است: چگونه من آن را نمی توانم بپذیرم، یا به جای آن - به همین دلیل، پس از همه، من کاملا به خوبی می دانم که چرا من نمی توانم - اگر آن را می توانم، اگر من آزاد بود - تحت شرایط من قرار داده نشد @\nدر این محیط، برنارد وحشی را به ارمغان می آورد (یک مرد جوان، ایده تعهد در ازدواج و خانواده را از طریق مادر و پدر تدریس می کند). از آن به بعد خواننده مجاز به مشاهده آنچه اتفاق می افتد، او را با درک محدود خود از جهان - دیده می شود هر چند آثار ممنوعه شکسپیر - تلاش می کند برای درک آنچه زندگی برای او در چنین فرهنگی پر از تلخی است. (مشاهده اسپویلر) [در نهایت او جهان را ناخوشایند افسرده می کند و ما باید شاهد پایان غم انگیز خود باشیم، زمانی که کنترل کننده این دنیای صنعتی به حقیقت خود در حقیقت به یاد ماندنی و در حال حرکت می گوید. (مخفی کردن اسپویلر)] @ نه، اما زندگی می کنند در عرق رتبه یک تخت خواب enseamed، خرد شده در فساد، عسل و ساخت عشق بیش از سبک تند و زننده ... @\nنوشتن هکلی ممکن است متناقض شاعرانه جورج اورول را مطابقت نداشته باشد - و جهان شجاع جدید ممکن است بهترین رمان نوای تمام دوران باشد - اما هنوز هم نوشتن جامد است. فصل مورد علاقه من احتمالا سومین بود زمانی که هکلی تصمیم به استفاده از انواع جملات سریع و کوتاه، تیز و عبارات به عنوان پاراگراف برای ایجاد جریان افکار است. این بسیار شبیه یورش تبلیغاتی ایدهآل بود و واقعا برای من تهدید شد. به طور معمول، چنین استفاده از کلمات، حیرت انگیز است، اما به نوعی Huxley موفق شد کانال معنی را از طریق چنین زلزله ای از اظهارات گیج کننده تبدیل کند. @ اما نمی خواهم راحت باشم من می خواهم خدا، من شعر می خواهم، من می خواهم خطر واقعی، من می خواهم آزادی، من خوب هستم. من گناه را می خواهم @ قدرت واقعی کارهای هکسلی در انتخاب کلمات او نیست بلکه در چگونگی اداره ایده های بسیاری در چنین زمان کوتاهی (فقط کمی بیش از 200 صفحه) است. بسیاری از تم ها در این کتاب تحریک می شوند: نیاز انسان به دستکاری محیط ها به ایده چگونه اخلاق، تعهد و رابطه جنسی مرتبط است. پس از آن، تمایل انسانها به فرار از برنامه نویسی طبیعی که زیر آن زندگی می کنیم و موضوع بحث برانگیز دستکاری ژنتیکی است و اینکه آیا ما به عنوان انسان حق داشتن غذا را در سطح جنین و جنین داریم، وجود دارد. و این فقط تعداد انگشت شماری از ایده ها در این رمان است. مانند فرانتس کافکا در \"متامورفوس\" هاکسلی یک رمان پر از ابهام و ایده های واضح ایجاد می کند که خواننده را قادر می سازد تا آنچه را که می خواهد می گیرد. این واقعا یک کلاسیک قدرتمند در این زمینه است. @ دنیای جدید شجاع که چنین افرادی در آن دارند. @\nدوباره با سال 1984، داستان \"جهان شجاع جدید\" با رویدادهای دیگر و textua ارتباط دارد ...

مشاهده لینک اصلی
اگرچه مورد علاقه من از متفکران کلاسیک نیست، اولدوس هاکسلی، شگفت انگیز جدید جهان، قطعا یک کار شکستن در مورد کنترل اجتماعی از طریق دستکاری ژنتیکی، تهدید subliminal و مصرف اجتماعی قابل قبول است. شما در این دنیا متولد نمی شوند؛ تو دزدیده ای نهاد خانواده سنتی از هم جدا شده است - حتی نامطبوع در نظر گرفته شده است. بچه ها در مورد برهنه و وحشی عمل می کنند، تجربه ای از جنس از سن تکان دهنده ای دارند. این دنیایی است که همه بدنها متعلق به همه افراد دیگر است. شادابی و همچنین مصرف انبوه و لذت بردن از آن تشویق می شود. مردان و زنان یک داروی به نام @ soma @ را مصرف می کنند تا احساسات مزاحم را از بین ببرند. همچنین در مراسم های شبه مذهبی و اجتماعات عمومی برای ایجاد نوعی از اكستاسی استفاده می شود. از زمانی كه كودك دچار پوسیدگی می شود، سیستم كاست كاری دقیق است. عادت های اجتماعی به هزاران بار در هفته در حالی که به خواب می روند، به گوش کودکان می اندیشند. بنابراین، هنگامی که آنها رشد می کنند، آنها به صورت یکپارچه در نقش هایی که جهان برای آنها از مفهوم انتخاب کرده است، متناسب است. هیچ کس در این جهان خوشحال نیست. آیا می توانید این را تصور کنید؟ شاید آنها فقط به سومی نیاز دارند ... توصیه می شود برای کسانی که از کارهای کلاسیک استفاده می کنند که به بررسی سیستم های اجتماعی می پردازد و خجالت می کند کسانی که به هر دلیلی نمی توانند یا نمی توانند در آن جا باشند.

مشاهده لینک اصلی
نقد و بررسی چنین نشانه ای از ادبیات قرن بیست و یکم ممکن است کمی دلهره آور باشد. اما این در واقع رمان یک مرد جوان است که در سال های میان جنگ نوشته شده است. پس از آن هاکسلی در یک دنیای در حال فروپاشی زندگی کرد: جهان که در آن آرزوهای پرشور پیشرفت، انسانیت بهبود یافته، یک مرد جدید و برتر است که قرن نوزدهم انقلابی طراحی کرده بود، با جنگ تنه جنگ جهانی اول، به نظر می رسد حسسلی به این فکر می کند که یک خطر جدی در افق وجود دارد و او یک اتوپیایی را تصور می کند که در آن یک ابرقدرت یک کل سیاره را حکومت می کند. به لطف استفاده گسترده ای از یونانی ها و کلونینگ توده ای (نوزادان در بطری ها)، رویای انسان برتر \"عالی\" به پایان رسیده است. نه همه افراد بهترین فرمول ژنتیکی را دریافت می کنند: در واقع، یک سیستم کاسه سلسله مراتبی وجود دارد که در آن بخشی از این انسان های تولید شده به بی قراری کاهش می یابد و عملکردهای پایین تر را انجام می دهند؛ اما با این وجود آنها با مقدار زیادی خود را محتوا می کنند. البته بچه ها همه شستشوی مغزی شده و با تکنیک های هیپنوتیزم (آموزش خواب) مشروط می شوند. دیگر خانواده ها وجود ندارد، و جنایتکارانه جنسی فراگیر است. بزرگسالان عرضه بیشتری از سرگرمی های احمقانه (Feelies) و داروهای (Soma) را فراهم می کنند که آنها را آرام و مودبانه می سازد، آنها را دوست دارند کار اجباری داوطلبانه خود و هرگز رشد نمی کنند. مردم علاقه به هنر و علم را از دست داده اند و دین با فرقه ای از هنری فورد (یعنی خط مونتاژ در مورد انسان) جایگزین شده است و مراسم گاه به گاه (orgy-porgy) جایگزین شده است. به طور خلاصه، بشریت به شادی رسیده و به پایان تاریخ رسیده است. تا حدودی، پیشگویی هاکسلی، کمتر از یک قرن بعد، تبدیل به واقعیت شده است: فوردیسم یا حداقل سرمایه داری عقلانی، سلسله مراتبی، کارآمد و بهینه شده و مصرف گرایی شاد بسیاری از جهان را فتح کرده است. انقلاب جنسی در واقع رخ داده است (گرچه جنس لیبرتاریایی کامل جنسی هنوز رویای لوله است). فارماكوپائي، مواد مخدر، داروهاي ضد افسردگي، آرام بخش و درمان هاي جوانه زني به طور گسترده اي در دسترس هستند. و همچنین سرگرمی های بی اهمیت و ذهنی 3D که با شعارهای تجاری پر شده اند. مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی در همه جا (هر چند که هنوز برای انتخاب انسان ها استفاده نشده است - شاید به این دلیل که جنگ جهانی دوم و آزمایش های نازی ها با Lebensborn مانند دوش سرد عمل کرده اند). برادری جدید جهان یک رمان است که در اطراف مجموعه ای از (و نه خام) شخصیت ها و توطئه ها؛ اما، هیچ شخصیت روشن وجود ندارد. هاکسلی حس شوخ طبعی را در سرتاسر دنیا تجربه می کند و بعضی از اصطلاحات حتی دارای کیفیت و اشعاری نیز هستند: استفاده از خطوط شکسپیر برای شخصیت جان Savage و یا تکنیک متقاطع توسط Huxley در فصل 3. اما به طور کلی، کتاب به نظر می رسد مانند یک مقاله فلسفی و یا طنز اجتماعی، در سبک Candie از Voltaire Candy، Zadig یا Micromà © گاز. بدیهی است، هنگامی که در مورد سیستم Alpha / Bêta / گاما / دلتا / اپسیلون کاسستی (که احتمالا به کلاسهای مدرسه ای نیز اشاره دارد A + به F است که در حال حاضر در حال استفاده از زمانی است که دانش آموز بود، Huxley جمهوری افلاطونی را در ذهن داشت در Eton کالج). مطمئنا، او به یاد نیچه - «لتز مینچ» از پیشگفتار زرتشت اشاره کرد: بشریت که در واقع شادی، راحتی و ثبات اجتماعی را اختراع کرده است؛ یک نوع کوچکی و مردمی از نوع بشر است. نوعی از بشریت که ممکن است به خوبی برای ما جذاب باشد. اکنون، جهان جدید، واضح است که بیانیه سیاسی بسیار فراوان و فراگیر و ترسناک است که با بحران اروپا در دهه 1930 صحبت کرد. اما تأثیر فکری و تاثیر آن بر داستان داستانی هیجان انگیز، از Orwell 1984 تا Bradbury's Fahrenheit 451، به Atwoods Oryx و Crake، و Parelli Houellebecqâ € ™ à © © Là © mentaires و La Possibilità © dune île

مشاهده لینک اصلی
او شکایت، من می خواهم عواقب ناخوشایند. ما نمی @، می گویند و مدیریت. @ راحت تراما من آن را دوست ندارم. من هوا ‡ به خدا، هوا ‡ در شعر، هوا ‡ در معرض خطر واقعی، هوا ‡ در آزادی، هوا ‡ در خوبی. خواهد در گناه ‡.شما در واقع می پرسد @ راست، می گویند الکترونیکی مصطفی موند،da شود حادثه ‡ نیست.بنابراین اجازه دهید آن را @، ئی می گویند الکترونیکی خرابکاری، @ سمت راست به یک ‡ تصادف می پرسد.برای و ما در مورد حق رشد و پیشرفت، نابودی و ناتوانی صحبت نمی کنیم؛ حق سیفلیس و سرطان؛ حق داشتن کافی برای خوردن؛ حق داشتن خودت؛ حق زندگی در ترس مداوم از همه چیزهایی که ممکن است فردا رخ دهد؛ حق رفع تیفوئید؛ سمت راست به یکی MUA همه ممکن درد غیر قابل بیان نیم ‡. @ سکوت منظم طولانی وجود دارد. @ تمام @ پرسد آنها، می گویند و در نهایت شانه Divljak.Mustafa مند sleže. @ فقط به رای @ گفت.

مشاهده لینک اصلی
آیا این واقعا این همه کتاب است؟ من تحت فشار بودم اما به اندازه ای عجیب و غریب، به همین دلیل است که من 3 ستاره به آن می دهم. این ایده ها برای من بسیار آشنا بودند، مثل اینکه Ive دیده و خواندن آن را همه قبل، زمانی که در واقع این یکی از چند کتاب اولیه است که الهام بخش تمام آن داستان های دیگر است. در حال حاضر، جهان شجاع جدید به نظر من به عنوان منحصر به فرد به عنوان شکسپیر احساس cliche. بنابراین واقعا یک غول بنیانگذار و یک دیستوپیک کلاسیک است. این واقعیت به تنهایی باعث افزایش رتبه من از 2 تا 3 ستاره می شود. چند دلیل وجود دارد که من فکر می کردم این کتاب بیش از امتیاز است. خوب، آن را برای یک ثانیه نگه دارید. من در حال حاضر احساس می کنم به عنوان اگر من نیاز به قرار دادن در سلب مسئولیت برای آنچه که من در مورد می گویند. بنابراین: نظرات زیر صرفا در پاسخ به تعداد قابل توجهی از بررسی هایی که من در مورد این کتاب که منعکس کننده جامعه امروز است و / یا نیاز به استفاده از آن به عنوان یک هشدار برای جایی که ما ناگزیر به سر می بریم، نوشته شده است. من بسیار آگاه هستم که هوسلی یک قطعه ای از داستان را نوشت و بنابراین پیش بینی هایی درباره جامعه غرب که از این کتاب استفاده می کرد عمدا غلط بود برای اثر جالبی :). خوب، متشکرم، من الان بهترم. کجا بودم؟ آه، بله، بسیاری از بررسی ها منجر به صحبت در مورد نبوت های هکلی شد که در جامعه امروز شکوفایی (و یا حتی تحقق یافته) و اینکه چگونه باید اخطارهای بیشتری را توجه کنیم. معمولا آنها به استفاده از فناوری برای کنترل جامعه و هدیونیسم از طریق استفاده از مواد مخدر و جنسیت اشاره می کنند. این باعث می شود من تعجب می کنم اگر من چیزی از دست رفته. هماهنگی کلی امروزه تا آنجا که من می دانم این است که استفاده از داروهای تغییر ذهن (چیزی که شایع است اما صدها سال است که ادامه دارد) در واقع ناسالم و کمی غیرقانونی است. این فکر که دولت هرگز فکر می کند که استفاده از مواد مخدر برای همه ما با خدمتگزار ما راضی باشد، بسیار خوشایند است. من به هیچ وجه تظاهر نمی کنم که استفاده غیر قانونی مواد مخدر امروز امروز یک مشکل جدی نیست، بلکه من پیشنهاد می کنم که دیدگاه ما درباره مواد مخدر واقعا مشکلی است که نشان می دهد که ما دور از مسیر مسیری که این کتاب ظاهرا پیشگویی می کند، نیست. تفاوت بین هدیونیسم (که هیچ مفهومی جدیدی هم ندارد) وجود دارد و شادی را با یک دولت توتالیتر اجرا می کند. همچنین جنسیت بله، در قرن گذشته جهان غرب به طور کلی بسیار آشکارا بی پروا شده است. با این حال، توصیف در کتاب بازی وابسته به وابسته به عشق شهوانی در میان کودکان و ارواح گروه به عنوان یک عمل مذهبی استاندارد؟ کشش کمی. من فکر می کردم که جامعه امروز حامی حمایت از کودکان از نقض بیشتر از گذشته است. و بله، پیشرفتهای تکنولوژیکی بسیار زیاد بوده است، اما به طور کلی مردم را به جای کنترل آن، به خدمت مردم می اندازند، اما آیا آنها به آن نیاز دارند؟ به ویژه از لحاظ پیشرفت علمی. بله، من می بینم تبلیغاتی که از طریق تکنولوژی برای نفوذ استفاده می شود، اما Colgate عجیب و غریب است که باعث می شود که من بخواهم آخرین مسواک خود را خریداری کنم، یا اضافه کردن آن که هشدار می دهد که درد و رنج مصرف سیگار یا نوشیدن رانندگی در لیگ مختلف است به سال های دولت هیپنوتیزم خواب را تحمیل کرد. من واقعا واقعا طرفدار هشدارهای روزمره نیستم. من فکر نمیکنم، همانطور که هوسلی در پیشگویی خود نشان میدهد، دولت هیچ انتخابی برای تبدیل شدن به شدت توتالیتر در چند نسل ندارد. و دومین چیزی که من به آن مبتلا می شوم این است که هوکسلی در واقع به نفع برخی از این ایده ها است. همان ایده هایی که مردم از کتاب خود برای هشدار در برابر آن استفاده می کنند. او فکر کرد که جهان جدید شجاعانه در میان افسردگی و آنچه که او را هرج و مرج می بیند، پیشنهاد کرد که تنها راه کنترل توده ها از طریق تبلیغات به عنوان یک ابزار مشروع دولت است. او معتقد بود که جامعه را می توان با روشی انسانی کنترل کرد (به طوری که مردم در این فرایند خوشبختانه خوشحال هستند) (از این رو ساما و مهندسی ژنتیک و تهویه مطبوع - که همه آنها معتقد بودند به نوعی رخ می دهند و در واقع از استفاده از آن حمایت می کنند). مقدمه و مقدمه را بخوانید. آن در آن وجود دارد. او تحقیر دموکراسی و اعتقاد راسخ داشت که جامعه جمعی باید به عنوان یک سلسله مراتب کیفیت ذهنی کنترل شده توسط کارشناس نخبگان متمرکز شود. من در واقع فکر می کنم که من بیشتر اعتبار می دهم. در نتیجه هیچ شخصیت واقعی در داستان وجود ندارد. شخصیت متقاعد کننده ترین کنترل کننده جهان، مصطفی مند، که من فکر می کنم چیزی را می گوید. تنها جایگزینی که به این Utopia داده می شود دنیای مضحک و ابتدایی Savage است که در مورد شخصیت جان، در خودکشی و خودکشی به پایان می رسد. گزینه های خوب اما در همه گفتن که من فکر می کنم یک کتاب عالی برای تحریک بحث است. من فقط نمی خواهم تا آن را به عنوان یکی از مهم ترین کتاب های منتشر شده پس از جنگ (به عنوان عناوین روزانه تلگراف آن را در پشت نسخه من) برچسب گذاری کنید. همچنین نمی توانم بگویم، با توجه به نظرات سیاسی نویسنده، این است که تقاضای فوری برای آزادی بشریت است. و از شما برای گوش دادن سپاسگزارم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دنیای قشنگ نو


 کتاب رویای جورج ار
 کتاب آواز ملکه
 کتاب مجموعه ناهمتا
 کتاب ویروس چشم قرمز
 کتاب مجموعه ناهمتا
 کتاب آخرین انسان