معرفی کتاب بخشنده

اثر لوییس لوری از انتشارات نشر چشمه - مترجم: کیوان عبیدی آشتیانی-داستان پاد آرمان شهر

The giver, 2002, Lois Lowry (1937)
عنوان: بخشنده؛ نویسنده: لوئیس لوری؛ مترجم: کیوان عبیدی‌آشتیانی؛ مشخصات نشر: تهران، نشر چشمه، 1388، در 213 ص، شابک: 9789643626921؛ کتاب در سال 1385 با عنوان «مامور خاطرات» با ترجمه بانو «لیلا نائینی» در انتشارات بازتاب نگار نشر شده است


خرید کتاب بخشنده
جستجوی کتاب بخشنده در گودریدز

معرفی کتاب بخشنده از نگاه کاربران
The giver (The Giver Quartet, #1), Lois Lowry (1937)
عنوانها: مامور خاطرات؛ بخشنده -کتاب نخست از چهارگانه بخشنده؛ نویسنده: لوئیس لوری؛تاریخ نخستین خوانش: سیزده آوریل سال 2006 میلادی
عنوان: مامور خاطرات؛ نویسنده: لوئیس لوری؛ مترجم: لیلا نائینی؛ تهران، بازتاب نگار، 1385، در 170 ص، شابک: 9648223297؛ موضوع: داستانهای نویسندگان امریکایی - قرن 20 م
عنوان: بخشنده -کتاب نخست از چهارگانه بخشنده؛ نویسنده: لوئیس لوری؛ مترجم: کیوان عبیدی‌ آشتیانی؛ تهران، نشر چشمه، 1388، در 213 ص، شابک: 9789643626921؛
کتاب نخست: بخشنده؛ کتاب دوم: در جستجوی آبی ها؛ کتاب سوم: پیام رسان؛ کتاب چهارم: پسر؛
داستان پسری به نام جوناس را در دوازدهمین سال زندگی او پی می‌گیرد. جامعه، درد و نزاع را، با تبدیل به «همسانی» از بین برده است، برنامه‌ ای که ژرفای احساس را از زندگی‌ها زدوده است. در بخشنده، خوانشگر نخست با یک آرمانشهر رودرروست، خبری از مشکلات و نارساییها و جنگ نیست. اما سپس نارساییها یکان یکان آشکار میشوند. مردمان در گروه های برساخته قرار میگیرند، و بچه های نسل نو، به سبب نقش خود، که از سوی شوراهای حاکم به آنها سپرده شده، شناخته میشوند. عشق و علاقه ای ندارند و ... ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
کتاب Lowrys قطعه ای از تبلیغات ملی است، با استفاده از بیش از حد ساده، تجدید نظر عاطفی، و اخلاق دوالیستی برای تعطیل کردن ذهن خوانندگان خود. مشکل تر این است که آن را در کودکان است که هنوز دارای توانایی های انتقادی برای دفاع از خود از چنین روش های زیرزمینی است. صرف نظر از آن، لوری تصویب ساختار مونومیت، معادل سفر معنوی با یک اخلاق است. شخصیت مسیح او از قدرت سحرآمیز حقیقی برای مقابله با جامعه خود استفاده می کند. این شورش و اخلاقیات پشت آن به عنوان طبیعی مطرح می شوند تا با اخلاق غیر طبیعی در اطراف او مقابله کنند. به نظر می رسد که ما نمی فهمیم که اخلاق ما را از فرهنگ ما می بریم، چیزی نیست که در درون ماست که ما از دست می دهیم. این اولین نکته ای است که درباره فروپاشی ذهنی انسان ها به دست آمده است. او معتقد است که اخلاق خود درست است و سپس داستان او را در بر می گیرد. او همچنین شخصیت را عمل می کند و به عنوان یک فرد مدرن فکر می کند، هرچند هرگز به اندازه کافی توضیح نمی دهد که چگونه چنین تصورات غیر معمولی را مطرح می کند. این همان فریبکاری است که بسیاری از نویسندگان داستان های تاریخی از آن استفاده می کنند، و ما را سرزنش می کند، چرا که یک دهقان فرانسوی قرن چهاردهم مانند فمینیست موج دوم صحبت می کند. Id نشان می دهد که لوری به همین دلیل به این گسل می افتد: او هیچ استعدادی برای تصور اینکه چگونه دیگران ممکن است به نظر متفاوت فکر کنند، کتاب لوئیس را به پایان رسانده است. رویداد معنوی غلط غیرمستقیم استاندارد که منومیت بیش از حد انباشته را به تصویر می کشد. از آنجاییکه کتاب ارائه ایده های پیشرفته ای نیست، هیچ نتیجه گیری نمی کند. در عوض، اوج یک واقعه مرگبار نمادین است (نماد چیزی است که هیچکس نمی تواند بگوید). در نهایت، لوری بعد از پایان دادن به عواقب داستان را تصحیح می کند و باعث تضعیف سفر معرفت شناختی او می شود. با وجودی که بعضی از این کتاب را \"Dystopian\" می نامند، آن را به حقیقت نزدیکتر می گویند و می گوید که لوری عناصری از نویسندگان دودویی را می کشد و تلاش می کند تا روحانی روحانی انحصارطلبی با انحلال سیاسی و اجتماعی دودوپایی. آنچه او نمی شناسد این است که ایمان یک شخص با بدبینی دیگران مواجه است. او بر ایده ها و تصاویر بسیاری از نویسندگان دیگر، برادبری، هاکسلی، اورول، برگر، اما بر آنها تأثیر نمی گذارد. نویسندگان این رمان ها را ایجاد کردند که جهان را در اطراف آنها بازتاب می داد. آنها آنها را در حوادث سیاسی زمانه، با واقع گرایی و روانشناسی دقیق ارائه دادند. اگرچه آنها مبارزه میان فرد و جامعه را ارائه دادند، اخلاق را به عنوان خاکستری و رنج در نتیجه گسست های انسانی انسانی، نه سیستم سیاسی نشان دادند. لوری متوجه نمی شود که بهترین راه نقد فاشیسم یا کمونیسم این نیست که آن را به عنوان بد معرفی کنیم، بلکه فقط آن را همانند آن ارائه می دهیم. اما جهان لاوری در واقعیت نهفته است، نمادین و هذلولی است. به جای اینکه نوشتن درباره اینکه فقر باعث می شود جهان به نظر کوچک و کسل کننده باشد، شخصیت های جادویی قادر به تجربه زندگی نیستند. به جای یک دولت غیر شخصی، او نوعی کمپای شیطانی هیپی را ارائه می دهد. تنها نظام سیاسی که شبیه آن است، یک مدرسه است که ترفندی شسته و رفته برای علاقه مندان به بچه هاست. این ایده که مدرسه = جهنم توهین آمیز بی اعتنایی نیست، یکی از موارد غیر معمول است، اما من آن را تعجب می کنم که معلمان از آن پشتیبانی می کنند. این کتاب همچنین نشان می دهد که یک کابوس، اما فاقد تشابه با هر سیستم دنیای واقعی، به عنوان یک انتقاد سیاسی کار نمی کند. لوی این جهان مصنوعی را مطابق با اهدافش ایجاد می کند، اما این یک تمرین نمادین نیست مانند حیوانات مزرعه. ما درک می کنیم که خوک های مزرعه حیوانات نمادین هستند، زیرا هیچ خوک صحبت نمی کنند. دنیای پوچ بیشتر محرمانه است، زیرا ساده سازی آن پنهان است. او یک جهان مصنوعی را برای حمایت از اخلاق دوگانه ای که می کوشد، ایجاد می کند. او همان ترس از زانو را در مورد اتانازی و سقط جنین که مردم در برابر حقوق زنان یا مراقبت های بهداشتی از آن استفاده می کنند، ارائه می دهد. از این استدلال های مردانه این واقعیت است که او هرگز به علل اقتصادی توتالیتاریسم نمی پردازد. ستیزه جویان فقط به دلیل نیروی اراده خود به قدرت نمی رسند و به دلیل موقعیت های اجتماعی و اقتصادی که آنها را احاطه کرده اند به قدرت می آیند. زمانهای لاغر رهبران قوی و فاشیستی تولید می کنند، در حالی که زمان های سودآور، جوامع لیبرال و جوامع مجرب را تولید می کنند. رهبری متمرکز و متمرکز به سادگی در فرهنگ هایی که همه لباس، تغذیه و نگهداری از آن دارند، تولید نمی شود. هولوکاست از لحاظ اجتماعی ایده آل تغییر و خلوص اجتماعی بود، اما از لحاظ اقتصادی از انتقال ثروت از یهودیان، لهستانی ها، و کاتولیک ها به آلمانی ها (و به ویژه آن دسته از آلمانی هایی که حزب حاکم جدید را انتخاب کرده بودند) از نظر اقتصادی بود. جنایات جنگ عمدتا توسط افراد عادی به سوی دیگر افراد عادی انجام می شود. لوری با ارائه ساختار قدرت به عنوان عاملی و غیرانسانی، این واقعیت را نادیده می گیرد که مردم مایل به ایجاد رنج می باشند. نقاشی دشمن به عنوان بد و بیگانه فقط یک شیوه تبلیغی ساده و غیرمتعارف است. او با شیطانی که با احساسات، زیبایی و آزادی ایده آل شده است، مخالف است. این چیزی جز رویای آمریکایی خاصی نیست که آقای راجرز برای ...

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را به کلاس نهم کلاس هفتم خود آموختم نه سال در ردیف. هنگامی که متوجه شدم که این کتاب در واقع یک رمز و راز است، و نه ماجراجویی فانتزی علمی تخیلی آن را در ابتدا به نظر می رسید، من هر بار آن را بیشتر و بیشتر دوست داشتم. نه سال، دو کلاس بیشترین سال ... 17 بار. من آمده ام تا ببینم که این کتاب یک داستان بی نظیر افسرده است. داستان این رابطه بین شخصیت های اصلی Giver، Jonas، و ... من نام او را نمی گویم. و البته، کودک Gabe.هر سال، همانطور که ما کتاب را با صدای بلند بخوانید با هم، من جزئیات را شگفت زده دانش آموزان (چیزهایی که من از دست رفته 15 بار قبلی)، و یا سوالات آنها را افزایش می دهد که منجر به بینش بیشتر برای نه تنها کلاس اما من خدای من، چیزهایی که آنها با آن روبرو می شوند، که من به عنوان یک انگلیسی بزرگ و یا حتی اگر من این را با یک باشگاه کتاب بخوانم، هرگز نمی توانستم به همان اندازه عمیق بمانم. همانطور که شروع کردم به درک کامل این کتاب در طول سالها من قادر بودم بحثهای خود را هدایت کنم که به آنها کمک کرد تا بیشتر درباره این کتاب فکر کنند و کتاب را حتی بیشتر از آن قدردانی کردند. و @ guide، @ من به معنای آرام، کنترل، معلم نیستم، @ من قبلا @ reply را می دانم. تکنیکهای بحث من ساده است: - هویت نوار را متوقف کنید (کتاب روی نوار AWESOME است - راوی همیشه خیلی بهتر از هر زمان دیگری است) و چیزی شبیه به آن بنویسید: @ So، what do you think؟ آیا این به نظر می رسد یک WEIRD کمی؟ @ و آنها را خاموش، عقب انداختن عقاید از یکدیگر تا زمانی که بالاخره کسی گفت چیزی باور نکردنی، چیزی که هیچ کس در 9 سال گذشته فکر نمی کرد. هنگامی که خودم می دانستم که چگونه به این کتاب علاقمندم، می دانستم چه چیزی ممکن است آنها را حفظ کند. - و یا من خودم ناگهان متوجه چیزی جدید، و آی دی متوقف کردن خواندن و می گویند، @ OH من خدا شما را مجبور به آنچه که می دانید ؟؟؟ چه چیزی ممکن است معنی دهد؟ من احساس میکنم به خودم مشغول باشم، چون خودم هنوز هم در مورد این کتاب سوالات زیادی دارم. من وقتی که سوالات خودم را مطرح می کنم، پایان نمی دهم، زیرا می دانم که این کتاب یک رمز و راز است که در آن چیزها به اندازه کافی جواب نمی دهند- آنها به تعویق افتاده اند و این بخشی از زیبایی و امیدواری در این کتاب است. هنوز هم خطوط، لحظات وجود دارد، در کتابی که به من خشن می دهد. من برای آنها به طرز دلخواهی صبر کردم، فقط برای شنیدن کلمات سخن گفت. من خوش شانس بودم که مجبور شدم این کتاب را چندین بار بخوانم. کتاب های دیگری نیز وجود دارد که دانشجویانم بسیار خواندنی هستند، و این همان چیزی است که در طول زمان بیشترین نقش را ایفا می کند، تنها کسی که منافع من را حفظ می کند. من واقعا در لبه صندلیم هستم تا ببینم آنچه که بعدا متوجه خواهیم شد. از آنجا که من این را دیده ام، حتی اگر فکر می کنم همه آن را درک کرده ام، بعضی از بچه ها می گویند چیزی برای ساختن جهان من است. من نمی توانم باور کنم که لوری توانست یک کتاب را این هوشمندانه ایجاد کند؛ بخشی از من فکر می کند کار این خوبی غیر ممکن است و ما فقط به آن توجه می کنیم. اما نه، آن همه وجود دارد، تمام قطعات، و آنها آنها را در آنجا قرار داد. من فقط نمی دونم چطور می توانست چنین رمز و رازی را به هم بزند و چگونه می توانست تمام سوالاتی را که کتاب بروز می داد می دانست؟ و شما می دانید که، او احتمالا نمی کرد. یک کتاب مانند نقشه کشیدن نیست. جهان را می سازید و همه چیز اتفاق می افتد و در این مورد او یک جهان کامل را ساخت. (من منظورم این نیست که به عنوان یک UTOPIA PUN !!!!!!! من متنفرم از PUNS خیلی !!!!!! منظورم این است که او به طور کامل جهان ایجاد کرده است که در آن همه چیز اتفاق می افتد قابل اعتماد است.) فقط لعنت کتاب، سپس با من تماس بگیرید یا پس از آن، بعد از خواندن، فصل 13، پس از 18 و 19، به من تلفن کنید. او کتاب است. خطوطی که تقریبا مرا گریه می کنند

مشاهده لینک اصلی
این کتاب شاید بهترین ادعایی است که من در بعضی از زمان ها از یک فلسفه رایج درد که گاهی در رسانه های مردمی و برخی از نسخه های بودایی دیده می شود دیده ام. با توجه به این فلسفه درد درد نهایی است و بنابراین برای از بین بردن درد و رنج باید از تمایل و فردیت رها شویم. خود توهم است و منجر به درد میشود؛ تمایل و آژانس خطرناک هستند، بنابراین ما باید آنها را بیابیم و به یگانگی کیهانی @ enlightenment @ بپیوندیم تا آرمانشهر بدون درد پیدا کنیم. همانطور که جورج لوکاس متأسفانه یوادا به آناکین گفته است، شما باید همه چیز را که می ترسید از دست بدهید. @ و البته، این است که شما می توانید آن را انجام دهید. انتخاب، آژانس، ناسازگاری، عشق، تمایل و لذت واقعی خطرناک هستند، آنها می توانند به درد منجر شوند، اما بدون آنها زندگی بدون هدف است. عشق می تواند منجر به از دست دادن آنچه که ما دوست داریم، اما زندگی بدون عشق خالی است. هدف از انتخاب است. هدف از ناکامی غلبه بر می آید. بله، شما می توانید انتخاب کنید ضعیف، و که می تواند به درد منجر شود، انتخاب خطرناک است، اما بدون آن، زندگی معنی ندارد، آن بی رنگ است. افت تحصیلی در زندگی، با غلبه بر ناسازگاری، و نه فقدان ناراحتی پیدا می شود. بدون مخالفت، هیچ چیز برای غلبه بر آن وجود ندارد، و بنابراین ممکن است هیچ بدی نباشد، اما خوب هم نیست، ممکن است هیچ درد وجود نداشته باشد، اما شادی هم نیست. *** هشدار اسپویلر *** کتاب هایی که در انتهای این آینه ها هستند ابهام اگر چه بعضی از کتاب های بعدی بعضی از این سوالات را پاسخ می دهند، در پایان این کتاب ما تعجب می کنیم: آیا او مرد؟ آیا او زندگی کرد؟ همه ما واقعا می دانیم این است که او ساخته شده است آزاد، و او را انتخاب کرده بود ... آیا این درست است؟ آیا او به شادی برای او منجر شد؟ آیا این امر به شادی برای جامعه منجر شده است که اکنون خاطرات خود را خواهد داشت؟ آیا آنها خود را نابود خواهند کرد یا قادر خواهند بود به آنها کمک کنند تا هدف واقعی و شادی در زندگی را پیدا کنند؟ ما نمی دانیم، زیرا این راه تمام انتخاب هاست. ما نمیتوانیم همیشه نتایج تصمیماتمان را بدانیم، و در آن خطر است، اما این خطر به ارزش پاداش است.

مشاهده لینک اصلی
من فکر می کنم چیزی از دست رفته. هر کس این کتاب را دوست دارد و من هم آن را دوست داشتم، اما شگفت انگیز و یا چیزهای دیگر آن را نداشتم. گوینده احساس می کرد داستان بسیار نادر من است. اول، مشخصه های زیادی وجود ندارد، بنابراین من هیچ ارتباطی عاطفی با هر یک از شخصیت ها ایجاد نمی کردم - حتی با Jonas یا Giver (دو کاراکتر مرکزی). Asher و فیونا (مخصوصا فیونا) معرفی شده اند که شما تصور می کنید که در کتاب نقش بیشتری را بازی می کنند تا اینکه آنها انجام می دهند. من احساس نمی کنم که مامان یا پدر یا لیلی را می شناسم. در حالی که فقدان پیوند عاطفی با این شخصیت های کوچک ممکن است به علت ماهیت جامعه آنها باشد، به نظر من، جوناس و گیمر باید بیشتر از همدردی باشند. ثانیا، توصیف جامعه به تنهایی کم است. در این @ UtoPian @ Community توضیح داده شده است. من احساس می کنم انتخاب جوناس، وحی او در مورد انتشار، و انتخاب او ممکن است ساخته شده است و قاب بهتر است. من احساس می کنم که من نسخه کمپینگ سریع را دریافت کردم. در نهایت، در حالی که از پیام کلی آن در مورد اهمیت تفاوت های فردی، احساسات انسانی و غیره قدردانی می کنم، احساس کردم کتابی با ملاحظۀ اخلاقی آن کمی سنگین است. به نظر میرسد حمایت جوناس از جامعه خود و تغییر تدریجی قلب به نظر می رسد که هر دو دیدگاه را ارائه دهد، اما به نظر من موفق نخواهد شد. دستور کار این کتاب از ابتدا برای من روشن بود. این نیز گزینه های جایگزین را ارائه نمی دهد (مثل یک جهان بدون عالم، بلکه بدون جنگ، دنیای بدون آزادی، بلکه بدون گرسنگی، و غیره) - انتخاب این است که اینجا (با سمنی و بدون رنگ) یا در جای دیگر (با درد و رنج می برند). وقتی کتاب را تدریس می کردم، احساس کردم برای دانش آموزان بسیار مهم بود که چگونه این اخلاق سنگین (که بعضی از ما با آن موافق هستند) نشان می دهد که امتیازات لاولی (و خود ما) را نشان می دهد. به همین دلیل است که ما به راحتی می توان گفت که جامعه جوناس وحشتناک است به خاطر زندگی نسبتا اختصاصی ما. اگر ما در دارفور زندگی کردیم، خیلی فقیر بودیم، در کشوری زندگی میکردیم که زنان به عنوان اموال و غیره تحت درمان قرار میگرفتند، ما ممکن است انتخابهای بسیار متفاوت در مورد زندگی جوناس داشته باشیم. با این همه، باور داشته باشید یا نه، . خواندن آن لذت بخش است. این یک طرح بزرگ بود، جامعه جالب بود، و پایان فوق العاده بود و فقط کمی مبهم - خنک!

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** اگر هیچ پاسخ اشتباهی وجود ندارد، می توانیم بگوییم که چیزی چیزی معنی دارد؟ بسیار ساده است که یک داستان علمی تخیلی جالب را شروع کنیم. به سادگی با یک رمز و راز آغاز شود. چیزها را به خواننده توضیح ندهید و آنها را در حالت تعجب ترک کنید. به این ترتیب، همه چیز جالب، جذاب و ارزشمند است. به توان خوانندگان توانایی تخیل ضربه بزنید و به آنها اجازه دهید داستان خود را جالبی در راه هایی که نباید تصور کنید، و شاید نمیتوانید ایجاد کنید. این یک طرح خوب برای شروع داستان علمی تخیلی است. بسیاری از داستان های علمی تخیلی از این طریق آغاز می شود. در تلویزیون، تقریبا همه آنها از \"X-Files\"، \"Lost\"، \"Battlestar Galactica\"، \"4400\"، \"حقیقت خارج\" در آنجا وجود دارد. آنها یک برنامه دارند. \"Giverâ € ™ شروع می شود در این راه. در چند صفحه اول، همانطور که تنظیم شده بود، من پس از انقلاب فرهنگی، موازی با چین بودم - دوچرخه، یک لباس مشابه، لباس مجلل، فرهنگ مبتنی بر شرم آور و یکسان بودن ™ من همچنین به چین فکر کردم، زیرا بلافاصله متوجه شدم که این باید فرهنگی باشد که به راحتی جمعیت آن را تخریب کرده است. سرنخ های زیادی وجود داشت که جهان به شدت غرق شد و هدف اصلی فرهنگی که به شرح آن توصیف شده بود، جمع کردن جمعیت بدون نابودی در جامعه، انهدام آنارشی بود. این رشد شدید تولد، که برای حفظ جمعیت کافی نبود. برای حفظ جمعیت، بیش از 17 نفر از هر 25 زن باید به مادران تولد اختصاص داده شوند، و این به وضوح این مورد نبود. نرخ جایگزینی برای یک جامعه حدود 2.3 تولد زنده در هر زن (شاید 2.1 در جامعه ای است که ایمن و دقیق است) - به وضوح آنها به این معنی است که زیر این نسبت باشد، به طوری واضح است که این جامعه ای بود که سعی کرد جمعیت را از بین ببرد. به همان اندازه واضح است که این جامعهیی است که در اکثریت قریب به اتفاق از علل فراگیر، که به فرهنگی اطلاق می شود که زندگی ارزش ندارد، به این دلیل که مردم در چنین فراوانی هستند که می توانند به آسانی از بین بروند. من مظنون به این بود که \"آزادی\" تقریبا بلافاصله از زمینه ای که در آن معرفی شد تقریبا بلافاصله پس از آن اعلام شد که تقریبا بلافاصله تایید شد که نشان می داد نوزادان \"آزادی\" را تحت پوشش قرار داده اند. واضح است که نوزادان به طور معناداری تبعید نمی شوند، بنابراین به طور واضح اتیانازیا منتشر می شود. بنابراین من داستان را جذاب کردم. من می خواستم ببینم چه اتفاقی برای یوناس و خانواده ی ساده اش افتاد که خودشان را در لبه یک فاجعه ی بزرگ خانواده شکست دادند فقط در چند ده صفحه ی اول داستان. من می خواستم از پاسخ های داستان نویسان به سوالاتی که داستان در حال خوردن بود، دریافت کنم، اگر نه برخی از پیام های عمیق و سپس حداقل برخی از داستان که از آنچه او آغاز شده است. اما این نباید باشد. اولین نکته ای که کل سازه در نهایت نابود شد، این بود که Jonas به وضوح به معنای \"utanasia\" شناخته نشد. در واقع هیچ کس به نظر نمیرسد معنای «انتشار» را داشته باشد. این من را شوکه کرد، زیرا در زمینه تنظیم تقریبا غیرممکن بود که او و دیگران نمی دانستند. من به راحتی می توانم یک جامعه پایدار را تصور کنم که در آن زندگی انسانی مورد ارزیابی قرار نگرفته است - پس از همه، جوامعی که بر این باورند که زندگی انسانی از لحاظ ذاتی ارزشمند است، از لحاظ تاریخی بسیار کمتری نسبت به آنهایی است که نمی دانند. ما می دانیم که جامعه زندگی را تأیید می کند، هم به این دلیل که به ما گفته شده است که چگونه از دست رفتن و تکان خوردن آنها با این واقعیت است که جوناس با ترس و خشم به صحنه های مرگ پاسخ می دهد. چیزی که من نمیتوانستم باور کنم، جامعهیی بود که مفهوم «پیش بینی زبان» را چنان محکم و به طور مرکزی حفظ کرد که شخصیت اصلی نمیتواند تصور کند دروغ گفتن در حقیقت بر روی دروغها بود. این غیر ممکن است. هیچ جامعه ای چنین می تواند مدت طولانی تحمل کند. برای توضیح اینکه چگونه جامعه موفق به پنهان کردن حقیقت از خود شد، لازم است برخی از توضیحات تکنولوژیک مورد نیاز باشد. اگر آزادی در برخی از حالت های آگاهانه رخ داده باشد، مطمئنا علامت های عدالت، پرستاران، مراقبین و کارکنان بهداشت همه دروغ را می دانند و همه مظنون هستند - همانطور که جوناس \" دروغ گفتن به خوبی مطمئنا همه اینها مظنون به این موضوع میشوند که حقایق آینده خود را در واقع شامل می شوند، و مطمئنا حداقل برخی از آنها این را رد می کنند. مطمئنا تعدادی از بچه های جدید که به ارزش دقت زبان و اعتبار ارزش زندگی احتیاج دارند، به جسارت دروغ شورش می کنند، اگر هیچ چیز دیگری نیست. حتی در جامعه ای که هیچ چیز از عشق ندیده بود، حتی اگر تنها جامعه به اندازه اعضای خانواده نمایش داده می شد و حتی اگر مردم فقط به دیگران ارزش می دادند به همان اندازه که جامعه برای دیگران ارزش قائل بود، قطعا تعدادی از دلبستگی بین مردم وجود دارد. سومی یا نه، دانه های درد، تراژدی، درگیری و شورش وجود دارد اگر حقیقت برای هر کسی شناخته شده باشد. هیچ چیز درباره داستان هیچ معنایی ندارد. هیچ کدام از این ها هیچ گونه اندازه گیری دقیقی را در بر نگرفته است. به طور جدی شما آن را در نظر می گیرید، احمقانه تر و غیر منطقی تر همه چیز می شود. ما به ایمان آورده ایم ...

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب بخشنده


#ادبیات اقتباسی - #داستان علمی تخیلی - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #داستان پاد آرمان شهر - #دهه 1990 میلادی - #جایزه ی نشان نیوبری - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات نشر چشمه - #لوییس لوری - #کیوان عبیدی آشتیانی
کتاب های مرتبط با - کتاب بخشنده


 کتاب سرگذشت ندیمه
 کتاب شمشیر شیشه ای
 کتاب هرگز ترکم مکن
 کتاب مترو 2033
 کتاب لانه گریورها (دونده هزارتو)
 کتاب زشت ها